تبليغاتX
توسعه اقتصادی - جايگاه صنايع دستي در توسعه اقتصادي
جايگاه صنايع دستي در توسعه اقتصادي یکشنبه 12 اسفند1386 11:12 قبل از ظهر

مقدمه :

مقوله صنایع دستی که پس از انقلاب صنعتی تقریبا فراموش شده بود بار دیگر پس از جنگ جهانی دوم در کشور های تازه استقلال یافته آن زمان مانند اندونزی ، هند ، پاکستان و سریلانکا و کشور چین بعنموان هسته اول شکل گیری اقتصاد ملی و عامل عمده تامین خود اتکایی مطرح شد .این کشور ها صنایع دستی را رشته مکمل اقتصاد خود مورد حمایت و تقویت قرار دادند و نتایج مطلوبی گرفتند. صنایع دستی در دهه 70 -1960 بعنوان فعالیت مکمل روستایی در ایران مورد توجه قرار گرفت . سهم صنایع دستی در تامین در امد ارزی ایران بطور متوسط 10 در صد در هند 14 درصد و در بسیاری از کشور های در حال رشد 16 تا 18 در صد است .

از نظر اشتغال زایی و حفظ فرهنگ منطقه و کشور این شاخه صنعت مورد توجه است و با توجه به ویژگی های اقتصادی استان سیستان و بلوچستان که کمترین نیروی کار در بخش صنعت و بزرگترین بخش تجارت غیر قانونی در کشور را دارد . و از جهاتی فقر و بی سوادی عامل عقب ماندگی نیروی انسانی گشته به عنوان یک منبع در امد در بخش اقتصاد روستا می تواند مورد توجه قرار گیرد .

این پژوهش شناسایی نقش اقتصادی این صنعت در اقتصاد و توسعه استان سیستان و بلوچستان پرداخته است .

 

تعاریف و تقسیم بندی ها :

صنعت را به سه دسته صنایع مبتنی بر تکنولوژی ، ساده و سنتی ( صنایع دستی)  صنایع با تکنولوژی نوین ( صنایع ماشینی ) و صنایع پیشرفته که مبتنی بر دانش و تکنولوژی بر تر و عالیست تقسیم می کنند .

صنایع دستی :

به صنایعی اطلاق می شود که تمام  یا بخشی از مراحل ساخت فراوردهای ان با دست یا ابزار دستی صورت می گیرد .و بیانگر فرهنگ ،بینش فلسفی و ذوق هنری ساکنان هر منطقه است .  از این صنعت بعنوان صنعت ذوقی و هنری یاد می شود که به نوعی اندیشه ، بینش و ذوق تولید کننده را در خود جای می دهد .

صنایع دستی رخ داد عجیبی است ، عمر نوح دارد یا مثل برگ گل لطیف و تر و تازه است ، یادگار عهد باستان است و همه واله و شیفته این هنر می باشند .صنایع دستی هم حالت کارگاهی و هم حالت خانگی دارد و همانند صنایع کوچک  قابلیت استقرار در شهر ها و روستا ها را دارد و متکی بر تخصص های بومی است .

صنایع دستی به دودسته صنایع دستی شهری و صنایع دستی روستایی قابل تقسیم است .در شهر صنایع دستی یک فعالیت دائمی و اصلی است و مهمترین منبع در امد و اصلی ترین محل عایدی افراد ی است که در ان فعالیت می کنند .در حالیکه صنایع دستی روستایی عمدتا یک فعالیت فرعی در کنار سایر فعالیتهای اقتصادی است .اغلب صنایع دستی شهرها در کارگاهها  تمرکز یافته است و نیروی انسانی شاغل را مردان تشکیل می دهند .در حالیکه صنایع دستی روستایی بطور کلی جنبه خانگی داشته و به همین علت اکثر فعالین انرا زنان تشکیل می دهند .در روستاها صنایع دستی اغلب با هدف تامین نیاز مصرفی تولید می شود اما در شهر ها بیشتر به ارزش هنری و ذوقی ان توجه می شود در کل مفهوم صنایع دستی روستای (RURUI INDUSTFEST)  صنایع هنری (Artistic crafts) و صنایع خدماتی (Servicing crofts) است.

صنایع روستایی به دو دسته صنایع روستایی مصرفی ( عمدتا روغن کشی ، صابون سازی ، برنج کوبی ، چای خشک کنی ، پرورش کرم ابریشم و تهیه لبنیات و ... است . و صنایع دستی تقسیم می شود صنایع دستی می تواند بعنوان مکمل فعالیت های کشاورزی ضمن تامین در امد کشاورزان در غیر اوقات کشاورزی ، بخشهایی از تولید جامعه را در ارتباط با واحد های بزرگ بر ععده بگیرد که در این زمینه نقش درست بعنوان حمایت کننده در مقابل رشد صنایع بزرگ و جلوگیری از نابودی این صنعت ملی است .

در افکار عموی جهان صنایع دستی را مترادف با صنایع کوچک و یا حداقل شاخه ای از ان می دانند بطوریکه غالبا این دو را اکثرا بجای هم بکار می برند .

کارگاههای صنعتی روستایی :

الف : خانگی :که معمولا فعالیت نامنظم و غیر مستمر دارند و بوسیله افراد خانوار در محل سکونت اداره می شود .

ب : مشهود ، معمولا در ان فعالیت مستمر و منظم به منظور تولید کالا یا ارائه خدمات گوناگون صورت می گیرد و معمولا داری تابلو در کوچه و خیابان است .

ج : غیر مشهود : که بر خلاف کارگاه صنعتی تابلو ندارد .

 

اهمیت صنایع دستی در اقتصاد ایران :

1 اهمیت صنایع دستی در روستاها (آثار کلان صنایع دستی ):

رشد مکانيزاسیون کشاورزی از یک طرف و کمبود منابع آب و خاک از طرف دیگر موجب کاهش اشتغال روستائیان خواهد شد .

در نتیجه توجه به صنایع دستی در روستاها می تواند در افزایش در امد روستائیان و اشتغال نقش گسترده ای ایفا نماید .

از طرف دیگر هزینه های خانوار روستایی پایه پایی هزینه های خانوار شهری طی سالهای گذشته در اثر تورم افزایش یافته بطوریکه امار و ارقام نشان می دهند هزینه یک خانوار روستایی در طی سالهای 82 1380 حدود 49 درصد افزایش داشته است .و در امد یک خانوار روستایی در این سالها حدود 4/6 درصد کمتر از هزیینه سالانه خانوار روستایی است از طرف دیگر طی سال 82 در امد خانوار شهری  نسبت به یک خانوار شهری حدود 63 درصد افزایش یافته است .این شکاف در امدی عظیم سبب سیل روز افزون مهاجرت ها به  شهرها شده و به دلیل اینکه افراد روستایی اکثرا متخصص نیستند به شغلهای کاذب روی اورده و سبب ایجاد مشاغل کاذب و افزایش هزینه ها ی تامین شهرها خواهد شد .مشاغلی که در روستاها وجود دارد اکثرا فصلی بوده و در دوره ای از سال مخصوصا در مناطق سرد سیری با شروع فصل سرما بیکاری فصلی نیز شروع می شود ایجاد اشتغال در بخش صنایع دستی موجب ایجاد منبع درآمد جایگزین خواهد شد .

  خصوصیات ویژه در صنعت دستی :

صنایع دستی نیاز به تکنولوژی وارداتی ندارد زیرا مبتنی بر تخصص های بومی و سنتی است .

و قسمت اعظم مواد اولیه و ملزومات  مصرفی ان در داخل کشور و در محل تولید انها تامین می شود .

یعنی یک صنعت محلی     (Regional  Industry) است و بطور کلی تر صنایع دستی نسبت به صنایع دیگر از استقلال نسبی بر خوردار است و موجبات خودکفایی اقتصادی است .

توان و اشتغالزایی :

حدود ده میلیون نفر در ایران از طریق صنایع دستی امرار معاش می کنند در فرایند تولید صنایع دستی ، عوامل انسانی پیوسته نقش تعیین کننده دارد .

بطوریکه ارزش افزوده شامل ارزش نیروی کار مصرف شده در تولید این گونه کالاها در بسیاری از موارد 70 تا 80 درصد قیمت تمام شده کالا را به خود اختصاص می دهد .

بدین جهت یکی از ابزارهای ایجاد اشتغال مولد و کاهش انواع بیکاری و کاهش مهاجرت به شهرها توجه به صنایع دستی است .بطوریکه یکی از اهرمهای پر اهمیت در اشتغالزایی نواحی روستایی صنایع دستی خواهد بود از این لحاظ که انتقال تکنولوژی و ابزار الات صنعتی از یک سو و تشویق به سرمایه گذاری در صنایع در روستاها یک دوره طولانی خواهد بود و در کوتا مدت جوابگو نخواهدبود .البته قابل ذکر است که امار دقیقی از شاغلین صناییع دستی کشور در بخش شهری در دست نیست . اما اگر فرض شود که از هر سه نفر زن روستایی و عشایری بالاتر از ده سال ، یک نفر در طول سال به نوعی بکار تولید در یکی از 133رشته صنایع دستی اشتغال داشته باشد می توان گفت در جامعه روستایی ایران جمعیتی معادل 65/2 میلیون نفر به صورتهای مختلف اعم از دائمی ، فصلی یا موردی به کار تولید صنایع دستی مشغول هستند که اغلب بافنده فرش و گلیم هستند .

سهم صنایع دستی در تولید ناخالص ملی GNP:

قالی ایران به تنهایی 80 % شاغلین صنایع دستی را به خود اختصاص داده است . که هشت ماه اول سال 72 معادل 37 % ارزش کل صادرات غیر نفتی را به خود اختصاص داده است

سال

صادرات فرش

صادرات صنایع کل

دستی صادرات(میلیون دلار)

58

40839

2.3

411.2

60

149.4

4.9

558.4

65

356

11

367

70

1224.5

31

1255.5

73

1760

50

1810

75

590

15

605

80

522

27.6

549.6

82

573

60

633

 

 

 

 

 

 

 

 

حجم تجارت جهانی صنایع دستی حدود 5 میلیارد دلار در سال است . که از این رقم حدود 4/2 میلیارد دلار به فرش و 6/2 میلیارد دیگر به سایر انواع صنایع دستی اختصاص دارد .کشور ایران سالانه جحدود 3/1 از کل تجارت جهانی صنایع دستی را به خود اختصاص داده است .پس ضرورت ایجاب می کند با زمینه سازی مناسب و افزایش کیفیت محصول رشد و بهر وری اقتصادی بیشتری از صنایع ذدستی کسب گردد .

ارزش افزوده و سرمایه اولیه جهت سرمایه گذاری در صنایع دستی :

70 تا 80 درصد بهای فراورده صنایع دستی ناشی از ارزش افزود ه ای است در حالیکه ارزش افزوده تولیدات صنایع سنگین حدود 25 تا 30 % و در صنایع سبک حدو.د 35 تا 45 % قیمت تمام شده کالاهای تولیدی می باشد .سرمایه لازم جهت ایجاد یک شغل در بخش تولیدی صنایع دستی بسیار کمتر از سرمایه مورد نیاز در صنایع کارخانه ای است .اگر امکان صادرات ان موجود باشد اشتغال بیشتری در این زمینه ایجاد خواهد شد .متوسط سرمایه گذاری در رشته های مختلف صنایع دستی حداکثر 7500000 ریال است و طول دوره اموزش از یک ماه تا حداکثر 12 ماه متغییر است که متوسط طول دوره اموزش 100 روز است .  .

نقش صنایع دستی در جذب توریست و ارز آوری :

خرید صنایع دستی کشورها از سوی جهانگردان نوعی مبادله فرهنگی است .از طرف دیگر اثذرات فوق العاده ای که جهانگردی روی صنایع دستی داشته است .موجب بوجود امدن سیستم عرضه فرد و گاهی صنایع دستی (AIRPORI  Handicrafts) شده است و در بیشتر فرودگاههای بین المللی مهمان فراوردهدای دستی از نوع سبک وزن و کم حجم با تنوع بسیار به مسافران خارجی عرضه می گردد .البته قابل ذکر است که تحت مسائل خاصی بعد از انقلاب آمار گردشگران خارجی در ایران بسیار کاهش یافته و در مقابل سایر کشورها رقم ناچپیزی است .در سال 1381 تعداد گردشگران خارجی که وارد ایران شده اند حدود 1548922 نفر بر اورد شده است .جهت اینکه مقایسه ای با سایر کشورها شده باشد آمار گردشگران در سایر کشورها در سال 2000 بشکل زیر بوده است .

ترکیه 6/9 میلیون نفر  

امارات متحده عربی 9/3 میلیون نفر

کره جنوبی 3/5 میلیون نفر

لهستان 5/84 میلیون نفر

مالزی 2/10 میلیون نفر

فرانسه 6/75 میلیون نفر

اسپانیا 9/47 میلیون نفر

تاریخچه بافت قالی در ایران طبق یافته های باستانشناسی حداقل 25 قرن است .لازم به ذکر است که بیشترین فرش در منازل و در چادرهای عشایری بافته می شود .به همین  جهت است که ان را کالای سنتی و خانگی است انطور که تاریخ نشان می دهد تجارت فرش از دوره صفویان رونق حداکثری یافته است .

و در این زمان به دلیل انکه شناسایی این صنعت به خارجیان و بازار یابی ان به درستی انجام نشده فرش ایران از طریق کشور ترکیه صادر می شد و  به فرش ترکی معروف شده بود .از طرف دیگر در همین دوران تولید فرش های زربافت که در انها از نخهای طلا و نقره استفاده می شد این فرش ها نیز از طریق لهستان صادر می شده و به فرش لهستانی معروف گشته است .تجارت فرش در اواخر این قرون  مطابق با سلایق مصرف کنندهگان بود به طوریکه قالی هایی با طرحهایی که خارجیان داده بودند تولید می شد .و در بعضی نقاط جنبه بومی بودن نقش های ان را از بین برده است ان طور که تاریخ نشان می دهد بهترین عامل در تمرکز کارگاههای فرش بافی در همین دوران و به دلیل زیاد شدن تجارت فرش بوده است .طبق اماری که در سال 1375 بدست امده استان خراسان رتبه اول در ارزش قالی بافته شده را دارد .و استانهای فارس و اصفهان رتبه های بعدی را دارند . در همین سال 861229 خانوار با جمعیت 5414710 نفر به بافت قالی اشتغال داشته اند .که 7/83 درصد شاغلان ان زنان و 3/16 درصد از شاغلان مردان بوده اند .آن طوری که بیان شد بخش عظیمی از جمعیت در صنایع دستی فعالند که لزوم تدوین برنامه های منسجم و با ثبات جهت بهبود این بخش اقتصادی را می طلبد .حتی می توان ادعا کرد جهت تامین حقوق فعالیتی این بخش لازم است وزارت صنایع دستی تاسیس شود .گرچه ظاهرا به نظر می رسد با همه این اهمیتی که فرش ایران دارد هنوز سازمانی قدرتمند برای ساماندهی صنعت ، تجارت و بازرگانی فرش در ایران وجود ندارد .و قدیمی ترین مرکز ارائه خدمات تولیدی در رابطه با صنعت قالیبافی در ایران شرکت سهامی فرش ایران است که در سال 1314 شمسی تاسیس شده است .جهت جلوگیری از اطاله کلام قابل ذکر است که صنعت گلیم بافی در صنایع دستی ایران بعد از قالی بافی بیشترین شاغلین را دارد که در سال 1375 حدود 75208 نفر بوده و 2/96 درصد انان زنان بوده اند که بیشتین تعداد بافندگان ان عشایر کوچرو و ایلات قشقایی ، انسمون ، لر ، کرد و بلوچستان بوده است .

از جمله مهمترین موانع توسعه صنایع دستی در ایران بطور خلاصه می توانند نبود بازار یابی مناسب برای صادرات ، فقدان بانک اطلاعاتی ، فقدان مراکز تحقیقاتی ، فقدان تبلیغات و ضعف بازاریابی ، تسهیلات بانکی و دشواریهای ان نبود کارگاههای خصصی ارائه مواد اولیه ارزان قیمت و عدم تضمین خرید محصولات می باشد .

نقش صنایع دستی در جذب توریست و ارز آوری :

خرید صنایع دستی کشورها از سوی جهانگردان نوعی مبادله فرهنگی است .از طرف دیگر اثذرات فوق العاده ای که جهانگردی روی صنایع دستی داشته است .موجب بوجود امدن سیستم عرضه فرد و گاهی صنایع دستی (AIRPORI  Handicrafts) شده است و در بیشتر فرودگاههای بین المللی مهمان فراوردهدای دستی از نوع سبک وزن و کم حجم با تنوع بسیار به مسافران خارجی عرضه می گردد .البته قابل ذکر است که تحت مسائل خاصی بعد از انقلاب آمار گردشگران خارجی در ایران بسیار کاهش یافته و در مقابل سایر کشورها رقم ناچپیزی است .در سال 1381 تعداد گردشگران خارجی که وارد ایران شده اند حدود 1548922 نفر بر اورد شده است .جهت اینکه مقایسه ای با سایر کشورها شده باشد آمار گردشگران در سایر کشورها در سال 2000 بشکل زیر بوده است .

ترکیه 6/9 میلیون نفر  

امارات متحده عربی 9/3 میلیون نفر

کره جنوبی 3/5 میلیون نفر

لهستان 5/84 میلیون نفر

مالزی 2/10 میلیون نفر

فرانسه 6/75 میلیون نفر

اسپانیا 9/47 میلیون نفر

تاریخچه بافت قالی در ایران طبق یافته های باستانشناسی حداقل 25 قرن است .لازم به ذکر است که بیشترین فرش در منازل و در چادرهای عشایری بافته می شود .به همین  جهت است که ان را کالای سنتی و خانگی است انطور که تاریخ نشان می دهد تجارت فرش از دوره صفویان رونق حداکثری یافته است .

و در این زمان به دلیل انکه شناسایی این صنعت به خارجیان و بازار یابی ان به درستی انجام نشده فرش ایران از طریق کشور ترکیه صادر می شد و  به فرش ترکی معروف شده بود .از طرف دیگر در همین دوران تولید فرش های زربافت که در انها از نخهای طلا و نقره استفاده می شد این فرش ها نیز از طریق لهستان صادر می شده و به فرش لهستانی معروف گشته است .تجارت فرش در اواخر این قرون  مطابق با سلایق مصرف کنندهگان بود به طوریکه قالی هایی با طرحهایی که خارجیان داده بودند تولید می شد .و در بعضی نقاط جنبه بومی بودن نقش های ان را از بین برده است ان طور که تاریخ نشان می دهد بهترین عامل در تمرکز کارگاههای فرش بافی در همین دوران و به دلیل زیاد شدن تجارت فرش بوده است .طبق اماری که در سال 1375 بدست امده استان خراسان رتبه اول در ارزش قالی بافته شده را دارد .و استانهای فارس و اصفهان رتبه های بعدی را دارند . در همین سال 861229 خانوار با جمعیت 5414710 نفر به بافت قالی اشتغال داشته اند .که 7/83 درصد شاغلان ان زنان و 3/16 درصد از شاغلان مردان بوده اند .آن طوری که بیان شد بخش عظیمی از جمعیت در صنایع دستی فعالند که لزوم تدوین برنامه های منسجم و با ثبات جهت بهبود این بخش اقتصادی را می طلبد .حتی می توان ادعا کرد جهت تامین حقوق فعالیتی این بخش لازم است وزارت صنایع دستی تاسیس شود .گرچه ظاهرا به نظر می رسد با همه این اهمیتی که فرش ایران دارد هنوز سازمانی قدرتمند برای ساماندهی صنعت ، تجارت و بازرگانی فرش در ایران وجود ندارد .و قدیمی ترین مرکز ارائه خدمات تولیدی در رابطه با صنعت قالیبافی در ایران شرکت سهامی فرش ایران است که در سال 1314 شمسی تاسیس شده است .جهت جلوگیری از اطاله کلام قابل ذکر است که صنعت گلیم بافی در صنایع دستی ایران بعد از قالی بافی بیشترین شاغلین را دارد که در سال 1375 حدود 75208 نفر بوده و 2/96 درصد انان زنان بوده اند که بیشتین تعداد بافندگان ان عشایر کوچرو و ایلات قشقایی ، انسمون ، لر ، کرد و بلوچستان بوده است .

از جمله مهمترین موانع توسعه صنایع دستی در ایران بطور خلاصه می توانند نبود بازار یابی مناسب برای صادرات ، فقدان بانک اطلاعاتی ، فقدان مراکز تحقیقاتی ، فقدان تبلیغات و ضعف بازاریابی ، تسهیلات بانکی و دشواریهای ان نبود کارگاههای خصصی ارائه مواد اولیه ارزان قیمت و عدم تضمین خرید محصولات می باشد .

دانش بومی :

مبحث دانش بومی Indegenous knowledye  و ارتباط ان با توسعه طبق تعریف  وارن Warren کشمن Cashman عبارت است از مجموع تجربه و دانشی که یک جامعه در بر خورد با مشکلات شناخته شده و یا آشنا بدست آورده است .و آن را اساسی برای تصمیم گیری ها و چالش های خود قرار داده است این دانش رشد در تجربیات قرن های گذشته دارد .بطوریکه با فرهنگ محلی و محیط زیست سازگار شده و پویایی و کارآیی لازم را دارد و غالبا بصورت شفاهی سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است .

اولین تحقیقات علمی استفاده از تجربیات بومیان و قبایل مختلف در مبارزه با بیماری هایی بوده که ناشی از گسترش مواد شیمیایی در مصارف جوامع غربی شد یعنی اولین بهره گیری را پزشکان برده اند .

کنفرانس 1993 واشنگتن DC از سوی بانک جهانی که با حضور بسیاری از رهبران قبایل جهانی برگزار شد به این نتیجه رسید که دانش منحصر به دانش های رسمی و آکادمیک غربی نیست بلکه هزاران علم و فن در فرهنگها و تمدن های سراسر جهان وجود دارد که در توسعه و پایداری سهم بسزایی دارد .

در اصل دانش بومی و دانش آکادمیک مکمل هم هستند و نمی توان ان را جدای از هم در نظر گرفت .

این دانش کمتر مدرن بوده و دارای ویژگی های کلی یادگیری بر اساس مشاهده و تجربه از طریق حواس پنچ گانه ، استفاده از ابزار و تجهیزات محلی ، کیفی ،اکولوژیکی غالبا معنوی و اخلاقی بوده ذهنی گرا و شفاهی است .دانش آکادمیک بر مبنای دانش بومی رشد کرده  است . نقش دانش بومی زمانی پر رنگ تر می شود که این نوع دانش به جای تاکید بر تفکیک ها و راه حل های بیرونی ، ابندا به دانش ها و امکاناتی که در جامعه وجود داردتوجه می کند .مهمترین دلیل توجه بین المللی به دانش بومی رشد در اثرات زیان بار تجربیات حاصل از دانش آکادمیک است . بعنوان نمونه بحث می شود که شیوه های نوین کشاورزی سطح خاک را فقیر تر کرده است .از طرف دیگر هدف از توسعه روستا بهبود کیفیت زندگی افراد کم در امد است هر چند این فرایند همراه با توسعه زیر ساخت هاست .اما ابتدایی ترین مرحله شروع ان باید خود مردم باشند . زمانیکه طرح های توسعه بهبود استانداردهای روستا بدون توجه به شرایط و سوابق اقلیمی و اجتماعی و اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی باشد سرمایه گذاری و برنامه های توسعه از بالا به پایین از سوی سیاستمداران  در دهه های اخیر توجه به شرایط محلی را در توسعه پر رنگ تر کرده است  نتیجه بحث اینکه صنایع دستی و دانش و تجربه ای که بر خاسته از فرهنگ و تجربیات تاریخی انهاست اگر بطور صحیح مورد توجه قرار گیرد از موتورهای رشد و توسعه هر منطقه باشد ضمن اینکه استان سیستان و بلوچستان غنایی فرهنگی بالایی داشته و از نظر توسعه صنایع نوین در ان نیز رتبه اخر را در کشور دارا است .

نگاهی بر مسافت جغرافیایی و جمعیتی استان سیستان و بلوچستان :

میزان بارندگی سالانه حدود 80mm است و حداقل و حداکثر درجه حرارت استان 2 الی 40+ درجه سانتی گراد است .استان سیستان و بلوچستان به دو منطقه سیستان و بلوچستان تفکیک می شود .آبادیها در منطقه سیستان مجتمع و دربلوچستان پراکنده اند .متوسط فاصله روستاها در سیستان 11 کیلومتر و در بلوچستان 60 کیلومتر است .مساحت استان سیستان و بلوچستان 181785 کیلومتر مربع است که وسیع ترین استان کشور می باشد این استان طبق سرشماری سال 1375 و سالنامه آماری 1384 کشور دارای 10 شهرستان ، 37 بخش و 98 دهستان است .نیکشهر با 15 دهستان ، سراوان با 14 دهستان و زابل با 13 دهستان رتبه های اول تا سوم را دارند .منطقه سیستان به برکت رود هیرمند و کانالهای آبیاری و تاسیسات چاه نیمه و خاک حاصلخیز اساس معیشت خود را ابتدا بر پایه کشاورزی و سپس دامپروری بنا کرده است .

اما در منطقه بلوچستان پراکندگی روستاها ، کمبود آب و عدم خاک حاصلخیز و رواج خرده مالکها و روش های ابتدایی و سنتی کشاورزی و بالاخره نظامات بازمانده از فئودالیزم عشیره ای در منطقه بلوچستان بهره دهی کشاورزی پایین است .

و برترین وسیله معاش ساکنان ساحلی عمان ماهیگیری است و در این منطقه مبادلات پایاپای با مردم بلوچستان پاکستان رواج دارد و مرز نشینان مجاور مرز افغانستان و پاکستان از طریق مبادلات غیر قانونی و قانونی امرار معاش می کنند و مهاجرتهای فصلی هم بین این استان و کشور های مجاور رواج گسترده ای دارد .

بعلت خشک سالی هایی پی در پی دامداری نیز کاهش یافته و تجارت کاذب بعلت موقعیت خاص جغرافیایی اهمیت قابل ملاحظه ای یافته است و بعلت عدم برنامه ریزی مناسب روی سرمایه انسانی به سمت تجارت غیر قانونی سوق پیدا کرده است .طبق آمارگیری سال 1375 استان دارای 291855 خانوارو جمعیت بالغ بر 1722579 نفر بوده است که 794528 نفر شهر نشین و 908579 نفر روستایی بوده اند .

همچنین 19472 نفر غیر ساکن بوده است که از این تعداد 347 هزار نفر ان جمعیت فعال 315 هزار نفر شاغل و 31 هزار نفر بیکار بوده است .تعداد 99450 نفر در بخش کشاورزی و 4936 نفر در بخش ماهیگیری  و 528 نفر در بخش استخراج معدن و 19097 نفر در بخش صنعت و 2964 نفر از تامین گاز ، برق و اب و 4903 نفر در بخش ساختمان فعالیت داشته یعنی 2/1 جمعیت شاغل در بخش کشاورزی و صنعت سهم ناچیزی را در اشتغال استان داشته است .کل افراد شاغل 63425 نفر کارگر ساده بوده اند و ازکل فعالین 92000 نفر مزد و حقوق بگیر دولت هستند .از کل جمعیت استان در همین سال 803 هزار نفر با سواد که 458 هزار نفر ساکن شهر ها و 343 هزار نفر ساکن روستاها بوده اند در همین سال 169757 خانوار به کشاورزی پرداخته اند که از این تعداد 87374 خانوار فاقد زمین بوده اند . بیشترین فعالیت به ترتیب در آمارگیری سال 1385 پرورش دام کوچک ، پرورش ماکیان ، زراعت ، باغداری ، پرورش دام بزرگ و پرورش زنبور عسل بوده است  .از کل کشاورزی تداد  111851 نفر بی سواد بوده اند در بین تعاونی های استان تا پایان 1376 کمترین تعاونی مربوط به فرش دستباف با کمترین اعضا راداشته اشته است در امار سالیانه کشوری آماری از تعداد فعالین بخش کشاورزی نبوده و احتمالا این فعالیت را جز کشاورزی محاسبه کرده اند .

جایگاه صنایع دستی در اقتصاد سیستان و بلوچستان : 

گرچه قصد نداریم ساختار صنایع دستی را در استان سیستان و بلوچستان به لحاظ غنای فرهنگی بررسی کنیم . بیشتر هدف بررسی آثار اقتصادی آن در توسعه استانی است اما به دنبال یافتن جواب این سوال هستیم که آیا استانی که از لحاظ کشاورزی و منابع و نهادهای اقتصادی ان یعنی آب جهت زراعت در مضیقه است و از سوی دیگر اقتصاد ان اکثرا زیر زمینی است و مشاغل کاذب به دلیل نبودن زیر ساختهای صنعتی و کارخانه جاتی که بتوانند  حجم عظیم نیروی فعال اقتصادی را جذب کند به صورت قارچ گونه بر آن سایه افکنده .می تواند صنایع دستی ان بعنوان یک صنعت مطرح شده و آیا جایگاهی در توسعه استان می توان برای ان در نظر گرفت .بدین منظور ابتدا نحوه  شکل گیری صنایع دستی استان ، رشته های هنری ، اهم فعالیت های اقتصادی و جایگاه ان در اقتصاد روستا را بررسی می کنیم .

همانطورکه در بخش اول آمد مهمترین سازمان متولی صنایع دستی ایران شرکت سهامی فرش ایران بوده است . از زمان تاسیس سازمان صنایع دستی تا سال 1377 صنایع دستی 3 استان هرمزگان (بندر عباس) کرمان و سیستان و بلوچستان تحت عنوان یک شرکت بنام شرکت جنوب شرق فعالیت داشته است  .

در بخش سوزن دوزی پس از شناسایی فعالان این بخش دفترچه هایی برای انها صادر می شد، مواد اولیه کار به انها ارائه و سر وعده مقرر تولیدات انها بصورت نیمه تمام و نیمه کامل خریداری می شده است  .صدور فرش ناحیه سیستان به کشورهای خارجی همزمان با توسعه تجارت فرش ایرانی و صادرات از اصفهان و تبریز در قرن هفدهم و هیجدهم میلادی بوده است تولیدات اولیه در کارگاههای تولید تکمیل شست و شو شده و پس از مرتب سازی به بازار (سفارشات پذیرفته شده ) ارائه می گردیده است .

یعنی نوعی بازار یابی از قبل انجام می شد ه و فروش و تولید بر اساس سفارش بوده است از سال 1379 به بعد بدلیل توجه به خصوصی سازی صنایع دستی نیز از اثار ان دور نماند و حمایت های دولتی صورت نگرفته است .

ویژگی های صنایع دستی استان :

تولید صایع دستی اغلب فامیلی و سنتی بوده و کمتر کارگاهی است و اکثرا پاره وقت انجام می شود و بازار فروش و تولید ان تا سالهایی که تحت نظارت مستقیم دولت بوده خوب بوده است بدلیل پراکندگی فعالیتها و عدم تمرکز ان ( از ویژگی تولید صنایع دستی است ) تعیین ارزش تولیدات بخش صنایع دستی بطور دقیق قابل تعیین نیست .و انچه که بدیهی است دستمزدی که به هنر مندان این بخش پرداخته می شود بسیار کمتر از ارزشی است که در بازار به فروش می رسد .بنابراین مزد پایین پرداختی وجه تخصیصی در امد ناکارامد به ان داده است تولیدات صنایع دستی استان بنابر اظهار مسئولین بدلیل سیل روز افزون ورود صنایع دستی (بخصوص محصولات سوزن دوزی پاکستانی و صنایع دستی سنگی هند ) تولید ان موثر بوده است ولی در کل محصولات استانی دارای یک بازار معرف بزرگ محلی است و لباس های سوزن دوزی شده استفاده کثیری دارد .

صنایع دستی برتر استان :

همزمان با رواج تجارت قالی ایران در زمان صفویه صادرات قالی و قالیچه سیستانی هم گسترش پیدا کرده است در حال حاضر تولیدات زیبای سوزن دوزی استان با طرح ها و نقش های زیبا و بومی که اصالت این هزاره را نشان می دهد در کنار سایر محصولات این صنعت زینت بخش خانواده هاست.طبق آمار بدست امده در سال 1350 صنعت سوزن دوزی رونق بسیار زیادی داشته و به اکثر کشورها صادر می شده است . این کشورها شامل کشور فرانسه ، آلمان ، امریکا ، بلژیک ، سوئیس  اگلستان و ژاپن بوده است .

البته باید متذکر شد در عرضه محصولات سوزن دوزی نقش واسطه ها پر رنگ می باشد فقر حاکم بر خانواده بلوچ دست واسطه ها را باز تر گذاشته که اکثر این واسظه ها مواد اولیه را به صورت نسیه در اختیار تولید کنندگان قرار می دهند و تولیدات انها را به قیمت نازل می خرند .که البته مبحث خصوصی شدن گسترش بخش واسطه ها را بیشتر کرده است و دیگر خبری از خرید تضمینی از سوی مسئولین این بخش نسیت .

تولیدات و محصولات مصرفی محلی سوزن دوزی ، پیش سینه ، جیب  ، سر استین و پادامنی بوده و بازار محلی خوبی دارد .در سال 1375 در بخش تولید قالی دست بافت در بین استانهای کشور استان سیستان و بلوچستان رتبه 21 را پس از استان کهکلویه و بویر احمد کسب کرده است .

از جمله صنایع دستی مهم استان می توان به سفال کلپورگان (  بر خلاف سایر مناطق ایران به شیوه سنتی و توسط زنان ساخته می شود ).  قالی  و قالیچه در منطقه سیستان و بلوچستان ، سوزن دوزی بیشتر در مناطق بلوچستان خامه دوزی در سیستان ، حصیر بافی در دو منطقه سیستان و بلوچستان ، زیور الات و محصولا ت دریایی چابهار را می توان نام برد .

نقش زنان در اقتصاد خانواده :

زنان بلوچ بر خلاف سایر نقاط کشور بعلت رونق کم کشاورزی و دامداری بیشتر وقت خود را به نگهداری از خانه ، بچه و پختن نان و دوختن لباس ، و انجام کارهای دستی می پردازند و از طرفی مسائل عقیدتی باعث می شود که زنان بیشتر در خانه کار کنند .

در چنین محیطی است که انواع کارهای دستی از جمله سوزن دوزی ، سکه دوزی و ... رونق پیدا می کند. در سیستان نیز هم کمبود و مشکلات طبیعی ساکنان را وادار می کند تا کمبود ها را از طریق اثار هنری جبران کنند . در بخش سیستان اهالی اثرا در رشته گلیم بافی ، قالی بافی و ... فعالیت دارند .

فعایت های انفرادی و گروهی در صنایع دستی استان :

طبق آماری که از سوی قسمت آمارسازمان صنایع دستی ارائه شده است مطابق برنامه های سازمان صنایع دستی ایران و جهت ساماندهی صنایع دستی از نیمه دوم سال 1382 طرح ملی شناسایی صنعتگران صنایع دستی شروع شد .که از سوی سازمان صنایع دستی هر استان فرم صنعتگر به صورت انفرادی یا گروهی به انها ارائه می شود و تمام مشخصات انها جمع اوری می گردد .که تا اخرین تاریخ که نگارنده آمار آنها را اخذ نموده است تعداد 15139 در بخش صنایع انفرادی ثبت نام نموده اند. از اهداف چنین برنامه ای ارائه خدمات بهتر به صنعتگران است.

 در جدول شماره سه پراکندگی رشته های صنایع دستی استان و پراکندگی صنعتگران در بین رشته ها مشخص است .                  

                              گزارش مقایسه ای استان بر حسب رشته فعالیت (انفرادی)

15139 نفر در استان

                                              جدول شماره سه

سیستان و بلوچستان

البسه محلی

162

1.07%

انواع پارچه های سنتی

4

0.03%

بافت های سنتی